وقتایی که با توام و با تو می خندیمو به تو نگاه می کنم بهم می خندی فکر می کنم زندگی زیباترین نعمتیه که خدا به ما داده. اما وقتی از کنارم می ری و دور می شی و از من می گیرنت با خودم می گم از این زندگی چیزی مزخرف تر هم وجود داره...
امروز خیلی دلم گرفته دیروز تولدم بود و اون حسابی برام سنگ تموم گذاشت ولی من بازم دلم گرفته...
بگذریم بقیه داستانو بذار تعریف کنم...
شماره رو گرفت. صدای قشنگ پسرک پشت تلفن گفت الو... الو... چرا جواب نمی دی... جون مادرت جواب بده... بابا تو کی هستی که هی اینجا زنگ می زنی و حرف نمی زنی...
کاش یه خرده باهوش بود. کاش یه خرده حس ششمش قوی بود. کاش یه خرده براش مهم بود که یکی داره واسه شنیدن صداشو دیدن نگاش جوون می ده. کاش اونم یه دهم نه یک صدم دخترک به عشق فکر می کرد یا می رفت تو فکر دخترای دور و ورش...
اما حیف... گوشیو قطع کرد...
ایندفعه که زنگ زد آهنگ گوگوش گذاشت و حرفاشو تو قالب ترانه به پسرک گفت...
عاشقم مثل مسافر عاشقم...
عاشق رسیدن به انتها...
عاشق بوی غریبانه کوچ تو سپیده ی غریب جاده ها...
شعر که تموم شد صدای پسرک منقلب تر به نظر می رسید. گفت ببین من عاشق نیستم ولی راحت تو خط عاشقی می افتم... (بماند که این راحت تو خط عاشقی افتادن ۶ سال طول کشید... حال می گم چرا)
دخترک گریه اش گرفته بود. باورش سخت بود. از طرفی نمی تونست باور کنه که مخاطب پسرک فقط اونه و از طرفی دلگیر بود از اینکه اون عاشقش نیست و همه چیزو اشتباه می کرده.
آروم گفت سلام. پسرک با خوشحالی گفت به به سلام. خوبی؟
نه!
چرا؟
چون تو نمی ذاری؟
من؟؟؟؟؟
آره تو؟
مگه من چی کار کردم؟
تو منو عاشق کردی؟
مگه تو منو دیدی؟
(دخترک تازه فهمید که پسرک حتی صدای اونم نشناخته) آره دیدمت! تو هم منو دیدی؟
اوه! جالب شد؟ خبببب؟؟؟
من دوس دارم منطقی باشم. هستمم! اما تو همه کارامو خراب می کنی! تو منو عاشق کردی و نمی تونم در مقابل تو احساسی نباشم.
خب خودتو معرفی کن ببینم کی هستی؟
نه! نمی تونم!
چرا؟
چون پای آبروم در میونه!
حداقل بگو چطور یا کجا منو دیدی؟
راستی حال گربه ات چطوره؟ مریض بود خوب شد؟
اووووه ه ه !!!! تو گربه منم می شناسی؟ تو کی هستی؟
آره می شناسم! من کسی هستم که اصلا فکرشم نمی تونی بکنی که منم!!!
وای خدا!
یکی دو نفر و بگو ببینم شاید تونستی حدس بزنی؟
آخه کی رو بگم یه راهنمایی بکن!
من از فامیلاتونم!!!
ادامه توی پست بعدی...
|
+| نوشته شده توسط
تک سوار در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387
|